زندگی آوارگان در اردوگاههای عدن؛ رنجی مداوم و واقعیتی دردناک

- زندگی آوارگان در عدن در مسکنهای غیرمستحکم و ناامن ادامه دارد.
- یمن دارای ۴.۵ میلیون آواره داخلی است که ۵۰۰ هزار نفر در اردوگاهها زندگی میکنند.
- کودکان ۴۵ درصد از آوارگان را تشکیل میدهند و بسیاری از آنها به مدرسه نمیروند.
- ۷۶ درصد خانوادههای آواره به غذای کافی دسترسی ندارند و با گرسنگی مواجهاند.
زندگی در حاشیه شهر عدن
در حاشیه شهر عدن، دهها مسکن غیرمستحکم وجود دارد که به جای خیمههای سنتی، به شکل عششهایی ساخته شدهاند. این عششها از برگهای نخل، پارچههای کهنه و پلاستیک تشکیل شده و به ستونهای چوبی آسیبدیده از آفتاب و باد متصل هستند. در این فضاهای تنگ، هزاران نفر از آوارگان سالهاست که زندگی میکنند و در انتظار آیندهای نامعلوم به سر میبرند.
بحران آوارگان در یمن
بر اساس آمار، یمن ۴.۵ میلیون آواره داخلی دارد که بیش از ۳ میلیون نفر از آنها در استانهای تحت کنترل دولت قانونی زندگی میکنند. از این تعداد، نیم میلیون نفر در اردوگاهها سکونت دارند. مأرب بیشترین تعداد آوارگان را در خود جای داده و پس از آن تعز، عدن، الحدیده و حضرموت قرار دارند. با این حال، این اعداد به تنهایی ابعاد واقعی فاجعه را نشان نمیدهند.
در اردوگاههای عدن، بحران به شکل مسکنهای ناپایدار، گرسنگی مکرر، بیماریهای بدون درمان و کودکان خارج از مدرسه نمایان میشود. در زیر آفتاب سوزان عدن، کودکان با پای برهنه از مسیرهای خاکی باریک عبور میکنند، در حالی که خانوادهها در مسکنهایی زندگی میکنند که نه از گرما محافظت میکند و نه از باران.
زندگی سخت در عششهای ناامن
در یکی از این عششها، یک آواره به سوراخهای سقف اشاره میکند که اجازه ورود آفتاب، گرد و غبار و باران را میدهد. او میگوید: “ما اینجا را مأوا مینامیم، اما اینجا ما را از گرما، گرد و غبار و باران محافظت نمیکند.” این مسکنها که از برگ و پارچههای کهنه ساخته شدهاند، نه تنها از خطرات طبیعی مانند مارها و عقربها محافظت نمیکنند، بلکه خانوادهها با کمبود امکانات بهداشتی و انباشت زباله نیز مواجهاند.
کودکان حدود ۴۵ درصد از کل آوارگان را تشکیل میدهند و بسیاری از آنها به مدرسه نمیروند. این عدم حضور نه به دلیل بیمیلی، بلکه به خاطر ناتوانی خانوادهها در تأمین غذا یا هزینههای تحصیل است. برخی از آنها برای کمک به خانواده خود در جمعآوری پلاستیک کار میکنند.
نیازهای اساسی و رنج مستمر
خانوادههای آواره به آبپاشهای فردی وابستهاند. گزارشها نشان میدهد که ۷۶ درصد از خانوادههای آواره به غذای کافی دسترسی ندارند و ۸۷ درصد از اردوگاهها از تنوع غذایی ضعیف رنج میبرند. این اعداد نشاندهنده یک مبارزه روزانه برای تأمین آب و غذا هستند.
علاوه بر گرسنگی و بیماری، برخی از آوارگان با خطابههای تحریفی مواجهاند که آنها را به عنوان تهدیدی دموگرافیک معرفی میکند. این وضعیت به رنج آنها میافزاید و بسیاری از بیماران از دریافت درمان محروم میمانند.
امید به بازگشت از دست رفته
با وجود سختیهای زندگی، بازگشت برای بسیاری از خانوادهها ممکن به نظر نمیرسد. خانهها ویران شدهاند، نگرانیهای امنیتی همچنان وجود دارد و منابع درآمدی در دسترس نیست. یکی از آوارگان میگوید: “ما میخواهیم برگردیم، اما به کجا؟”
در میان مأوایی که نه از گرما و نه از باران محافظت میکند و خانهای دور که نمیتوان به آن بازگشت، زندگی هزاران آواره در انتظار باقی مانده است. سالها میگذرد، چهرههای کودکان بزرگتر میشوند و عششها فرسودهتر میشوند، در حالی که امید به بازگشت امن و شرافتمندانه همچنان به تعویق میافتد.



